وب سایت تخصصی معماری دیفال

دانستنی های معماری

ماهیت نور در معماری

نور صورتی از انرژی تشعشعی است که غالب موجودات زنده به صورت آگاهانه یا نا آگاهانه در برابر آن واکنش نشان می دهند و این نکته قابل ذکر است که ...

نور

کتاب حجم شناسی و ماکت سازی

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی حجم شناسی و ماکت سازی را جهت دانلود به صورت رایگان در اختیار دوستان قرار دهم. این کتاب جزء مجموعه کتاب های رشته نقشه ...

کتاب حجم شناسی و ماکت سازی

کتاب کاربرد رایانه در نقشه کشی معماری

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی کاربرد رایانه در نقشه کشی معماری را جهت دانلود به صورت رایگان در اختیار دوستان قرار دهم. این کتاب جزء مجموعه کتاب های رشته ...

کتاب کاربرد رایانه در نقشه کشی معماری

کتاب متره و برآورد

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی متره و برآورد را جهت دانلود به صورت رایگان در اختیار دوستان قرار دهم. این کتاب جزء مجموعه کتاب های رشته نقشه کشی معماری ...

بادگیر موتور سرمایشی قدیم

 ايران سرزمين شكوهمندی است كه در هر گوشه آن گنجی نهفته است و دستان پر توان و روح های خوش قريحه ی اهالی آن هر جايی هنری آفريده اند كه ...

بادگیر






ارسال شده توسط مصطفی نیک بخت در مرداد - ۱۲ - ۱۳۹۲ ۰ دیدگاه

کامران دیبا (طباطبایی)، در 5 مارس ۱۹۳۷ در تهران متولد شد. دیبا آرشیتکت برنامه ریز شهری و نقاش ایرانی در رشته معماری دانشگاه هارواد واشنگتن دی سی تحصیل کرد.در سال ۱۹۶۴ در این رشته فارق التحصیل شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.

در سال ۱۹۶۶ به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور “DAZ” شد. شرکت "DAZ" در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت به طوری که در سال ۱۹۷۷ صد و پنجاه پرسنل داشت. دیبا در ایران صرفا در بخش دولتی فعالیت می کرد. وی به سنت های بومی و هم چنین نیاز های جامعه شهری مدرن و اثر متقابل انسان علاقه مند بود.

پروژه نیمه تمام "شهر جدید شوشتر" (1974-80) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است. وی این شیوه را جایگزین  طراحی بر اساس الگوهای غربی، که مورد حمایت افراد با نفوذ و سردمداران بود، نمود.

این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد. چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت می کرد. بناهای آجری شاعرانه دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است. دیگر کارهای شاخص وی در ایران شامل چندین ساختمان در دانشگاه جندی شاپور (۱۹۷۶-۸) است. اما بنایی که شاید شناخته شده  ترین اثر وی باشد موزه هنرهای معاصر تهران (۱۹۷۶) است که با سقف های نیم هلالی اش یادآور بادگیرهای سنتی خاورمیانه است. وی موسس و هم چنین اولین مدیر موزه بود.(۱۹۶۷-۸)

دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد. هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله آنها خرمشهر بندری مهم در خلیج فارس است. جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد.

 

وی در سال ۱۹۷۷ ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند. پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست. وی در سال ۱۹۷۷ به عنوان منتقد با دانشگاه "کرنل"  همکاری کرد. دیبا به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد. او هم چنین گرد آورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود.

 

مصاحبه با کامران دیبا، بهار ۱۳۴۸

محمود ارجمندی: فکر می­کنم بهتر باشد صحبت را از سنت شروع کنیم زیرا با وجود بحث­های فراوان، هنوز آن طور که باید و شاید این موضوع روشن نشده است؟


کامران دیبا: اگر ما بخواهیم فقط در مورد سنت صحبت کنیم، این بحث غیر کالبدی است و اصلا معماری نیست؛ پس منظور جنبه­ های سنتی می­ باشد که مربوط می­ شود به یک واکنش بین سنت و محیط کالبدی. ما راجع به تاثیر این واکنش با معماری صحبت خواهیم کرد که آیا می­ توانیم با جبر و زور، سنت­ها را مدرن کنیم و یا آنها را از بین ببریم؟ آیا کارهایی که در این زمینه کردند موفق بوده یا اینکه این سنت­ها هنوز زنده­ اند و ما باید آنها را در معماری رعایت کنیم؟ واقعیت این است که سنت بصورت یک فکر اجتماعی نقش موثری را بازی می­کند و این غیر قابل انکار است. حالا سنت­ها بعضی بصورت "آگاه" و بعضی­ عوامل ناشی از سنت هستند که بصورت "ناآگاه " هستند. اصلا اگر سنت را زیر پا بگذاریم، عکس­ العمل انسانی صد در صد منفی خواهد بود. بطور مثال اگر کسی احتیاج داشته باشد که در منزلش یک اطاق پذیرایی داشته باشد و اگر ما به او اطاق پذیرایی ندهیم، آن اطاقی که برای خودش گذاشته­ ایم را اطاق مهمان می­ کند و خودش در راهرو زندگی می­کند. یعنی زندگی مهم­ اش را در راهرو می­ گذراند. پس عملا سنت­ها و عادات هستند که باعث می­ شود یک ایرانی شب تابستان بنشیند در حیاطش و اگر ما بخواهیم این را از او بگیریم، ممکن است دور حیاطش حصیر بچسباند که باز بتواند آنجا بنشیند. پس نتیجه می­گیریم که اقداماتی که با سنت تناقض دارد ممکن است یک عکس العمل منفی و یا شورش رقیق به وجود آورد. اثر بعضی سنت­ها به صورت "نا آگاه " هستند که من فکر می­کنم تا اندازه­ای مهمتر باشند. به خاطر اینکه دلیل ناراحتی مشخص نیست و این عامل بصورت یک مرحله نا آگاهی می­ باشد که در رفتار و عمل مردم تاثیر می­ گذارد. این را نمی­شود زود ارتباط به موضوع بخصوصی داد. مثلا یکی از محیطی بدش می­ آید ولی دلیلش را نمی­داند و یا در یک عمارتی نمی­ خواهد برود. پس سنت خیلی مهم است و اگر منظور ما بوجود آوردن یک معماری انسانی باشد باید انسانها و خواسته­ هایشان را در نظر بگیریم، حتی خواسته­ هایی که روشن نیستند و "نا آگاه" هستند و اگر رفتار و خواسته­ های افراد را در نظر نگیریم عملا نمی­توانیم معماری انسانی بوجود آوریم.

محمود ارجمندی: آیا بین فونکسیون­های جدید ناشی از تکنیک از طرفی و سنت و خصوصیات درونی انسانی از جانب دیگر تناقضی موجود است؟ این تناقض چطور می­تواند حل شود؟


کامران دیبا: نیروهای دینامیک و متحرک دائما یک مرحله انتقالی را در فرهنگ و شخصیت تثبیت می­ نمایند. یکی از نیروها که در تغییر شکل جوامع امروزی نقش بازی می­کند "تکنولوژی" و "اتومیشن" است. در معماری انسانی، سنت صرفا برای خودش مطرح نیست. البته معمار می­تواند از خودش ایدئولوژی مخصوصی داشته باشد و تا اندازه­ای آن را تحمیل کند. ممکن است معماری باشد که علیه تکنیک و غیر انسانی شدن اجتماعش شورش کند و از آن طرف یک نفر هم بخواهد تکنولوژیک را سیونال و مادی باشد و تمام عوامل معنوی را از بین ببرد و یک زندگی ماشینی بوجود آورد و یا از طرفی هر دوی این افکار به موازات هم موجود باشد.

محمود ارجمندی: معمار روی چه مبانی باید قضاوت بکند و چه اصولی مطرح می­شود؟

کامران دیبا: من فکر می­کنم که رشته معماری در آینده به فرم یک دیسیپلین کلکتیو درآید ولی هنوز مخصوصا در ممالک ما یک فرم خیلی فردی را دارد. روی این اصل اگر ما از نظر ایرانی به این مسئله نگاه کنیم فکر می­کنم یک معمار، یک فرد است و باید خودش بتواند قضاوت کند. ما نمی­توانیم الگویی داشته باشیم. اگر ما به رشد بیشتری برسیم و بتوانیم یک مقدار سئوالات ابتدایی خودمان را جواب دهیم، در آن مرحله ما می­توانیم راجع به خط مشی و غیره صحبت نماییم. ولی به آنچه که خود من معتقدم معماری انسانی بعنوان یک متدولوژی می­باشد. یعنی ما اگر شروع کارمان بر مبنای پلاستیک یا آرتیستیک یا جغرافیایی و فونکسیونل نباشد و بر روی اصول انسانی پایه گذاری شود، فکر می­کنم تا اندازه­ای جوابگوی مشکلات مطرح شده باشد. پس مسئله­ ای که مطرح می­شود اتفاقاتی است که در مدت دیدار فردی از یک محیط کالبدی روی می­دهد. تجربیات بصری و سمعی یا اجتماعی این فرد یا گروه و برداشت آنها از این محیط برای من مطرح است. بعد بگوییم از نظر آرتیستیک فرم چه باید باشد. این یک نوع وسیله است نه هدف. اگر من شخصا یک پروژه­ای انجام بدهم، موفقیت را وقتی حس می­کنم که این پروژه از نظر دیدهای انسانی موفق باشد و فرم پلاستیک آن در درجه دوم اهمیت قرار دارد. باید گفت پلاستیک جهت دهنده یا جا دهنده است.

محمود ارجمندی: حال می­بینیم که معماری بستگی شدید با اجتماع دارد؛ یعنی آرشیتکت باید اجتماع را بشناسد و منعکس کننده آن در کارش باشد. از جانب دیگر با تکنیک رابطه دارد. بنابراین به نظر شما مسئله هنر در معماری به چه شکل مطرح می­شود؟

کامران دیبا: از نظر من هنر وسیله ای است که به صورت طبیعی اتفاق می­ افتد. آن را آدم کپی هم می­ تواند بکند. این ممکن است از نظر بعضی­ ها بعید باشد. یک معماری اگر انسانی باشد هیچ مهم نیست که مثلا یک فاساد "لوکوربوزیه" را عینا کپی کنیم و یا فرم دیگری را که فکر می­ کنیم مناسب است. مثلا دیده ام بعضی آرشیتکت­ها صحبت می­ کنند فلانی زیاد خلاق نیست؛ اثر فلانی در کارش موثر است. این مسئله بچه گانه است برای اینکه آن معماری هم که اثر کسی در کارش نیست نفوذ آن کار معماری درجه دوم در کارش هست و آن هم که خودش را راضی می­ کند که دیگری تحت تاثیر فلان کس است، خودش تحت تاثیر کاری است که توی هر خیابان متوسط تهران موجود است. عملا همه تحت تاثیر و تاثیر بردار هستند.

 

محمود ارجمندی: پس جنبه هنری معماری به چه شکل در می­ آید؟


کامران دیبا: من فکر می­کنم هنر معمار در این است که بتواند این عوامل انسانی را به بهترین وجهی در محیط کالبدی تنظیم کند. من از معماری انسانی تبعیت می­ کنم ولی در پروژه­ هایی که عمل کرده­ ام ممکن است این مسئله حس نشود و خیلی­ ها بگویند جنبه پلاستیک دارد ولی برای خود من چیزی که مطرح است پلاستیک نیست برای اینکه پلاستیک ارژینال و اختراعی نیست. روی این اصل اگر توی یک مجله که ورق می­زنم، فرمی پیدا شود که به درد بخورد، از نظر من قابل استفاده است. ما همیشه از اشکال هندسی کپی می­کنیم. هیچوقت یک فضای مدور ارژینال نیست. همچنین یک مثلث یا ذوذنقه. خوب اگر شما کمی پایتان را آنطرف­ تر بگذارید، هیچ پنجره­ ای هم فکر نمی­کنم ارژینال باشد. بالاخره مفهوم اصلی پنجره موجود بوده و ما تغییرات کوچکی در دتایل آن داده­ ایم.

محمود ارجمندی: این گفته شما کاملا صحیح، به این ترتیب که انتقادی هم بر معماری مدرن هست که فضاها همان فضاهای هندسی و اقلیدسی گذشته است و معماری مدرن نتوانسته فضاهای جدیدی ارائه دهد. به دنبال این بحث موضوعی پیش می­ آید؛ امروزه به جای فضاهای هندسی و اقلیدسی گذشته در معماری بحث از فضاهای ریمان و فضاهای بیش بعدی است. منظور فضاهایی است که بیشتر جنبه روانی و غیر فیزیکی دارند. راجع به این مسئله چطور فکر می­کنید؟

 

کامران دیبا: گفتم، من اصولا پی بوجود آوردن پلاستیک جدید نیستم ولی البته نمی­ گویم اشخاص دیگر هم نباشند. ممکن است بعضی آرشیتکت­ها پی خلق فضاهای جدید باشند و این را هم منکر نمی­شوم که وقتی روی یک مجموعه و یا ساختمان کار می­کنم، فضا برای من خیلی مهم است. من فضا را از نظر هندسی نگاه نمی­کنم بلکه از نظر فعالیت انسانی به آن نگاه می­کنم. مثلا می­گویم این بابایی که نشسته کنار این پنجره می­خواهد ۱۰۰ متر نگاه کند روی یک فضای دو بعدی سبز و چون آن طرف یک عمارت کثیفی هست، من ۶ تا درخت می­گذارم که این را ببندم از جلوی چشمش و یا می­خواهم شب که تاریک می­شود ستاره­ها را روی آسمان ببیند، پس این به من فضا می­دهد. نتیجه می­گیریم که فضای ثابت اثر بخصوصی ندارد و بعد انسانی و فردی و فرهنگی دخیل است. فضای جدید و این حرف­ها برای من مطرح نیست چون این صد درصد بنظر من یک طرز فکر مادی است که آن بر خلاف یک تفکر انسانی است. برای من فضایی مطرح است که ارتباط برقرار می­ کند با فعالیت یک انسان، حالا این فعالیت مثلا این است که یک آدم کفشش را درآورده پایش را بکند توی جوی آب. این مساله­ ای است که به من یک طرح می­دهد ولی ممکن است یک معمار روی این فکر نکند. معمار اول یک تجسس می­ کند در مورد فضاهای منفی یا مثبت، پر یا خالی. البته این فضاها جدا از انسانها نیستند ولی درجه اهمیت تحقیق در مورد فضاها و حجم­ ها می­ باشد که این بصورت متدولوژی یک اثر دارد ولی در مورد خودم که صحبت می­ کنم چیزی که مطرح است تحقیق در مورد انسانها و روابطشان با یکدیگر و محیط بوده و البته این انسانها و روابطشان بی­ ارتباط به فضا نیستند. من فکر می­ کنم فرق عمده ایدئولوژیک بین من و همکارانم این باشد.

 

 

 

 

دیدگاه خود را بنویسید


  • RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

مطالب محبوب

پلان 4 طبقه

پلان مسکونی چهار طبقه با زیرزمین

در این پست تصمیم دارم پلان یک واحد مسکونی چهار ...

کتاب نقشه کشی معماری

کتاب نقشه کشی معماری

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی نقشه کشی معماری ...

مبانی هنرهای تجسمی

کتاب مبانی هنرهای تجسمی

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی مبانی هنرهای تجسمی ...

کتاب طراحی

کتاب طراحی (1)

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی طراحی (1) را ...

کتاب تاسیسات ساختمان

کتاب تاسیسات ساختمان

در این پست تصمیم دارم کتاب الکترونیکی تاسیسات ساختمان را ...

حامیان